-
کلاس پراید
پنجشنبه 3 اسفندماه سال 1391 13:20
ﺁﻗﺎ ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﭘﺮﺍﯾﺪ 111ex ﺭﻭ ﻭﺭﺩﺍﺷﺘﻢ ! ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻦ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﭘﺮﺍﯾﺪ 132 ﺭﻭ ﻭﺭﺩﺍﺭ! ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﭘﺮﺍﯾﺪ 141 ﺭﺍﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ 111sx ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺻﺒﺎ ﺭﻭ ﺑﯿﺎﺭﻩ؛ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﻣﻮﻥ O: ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ |: ﮔﻔﺖ ﮐﻼﻓﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﭘﺮﺍﯾﺪ 131 ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻫﺎﭺ ﺑﮏ ﺑﺮﻭ...
-
دلسا در آکادمی
پنجشنبه 3 اسفندماه سال 1391 13:20
باز هم داستان آقا و آقا زاده ها و اینبار حضور آنها در آکادمی موسیقی گوگوش! دلسا قربانی فرزند دکتر بیوک قربانی از کارمندان جمهوری اسلامی است ... همین کم بود که پای این اشخاص به اکادمی گوگوش هم باز شود! در حالی که مردم ایران در حال دست و پنجه نرم کردن با تحریم های بیگانگان و فشارهای سنگین افتصادی ، که از سوی دولت به...
-
ضایع
پنجشنبه 12 مردادماه سال 1391 15:08
دوستی میگفت : فامیلای شوهرمو دعوت کردم , غذا از بیرون گرفتم کشیدم تو دیس که دستپخت خودمه مثلا, همه هم کلی از دستپختم تعریف کردن و من هم هی شکسته نفسی , شوهرمم هی میگه بابا اینکه چیزی نیست , نمی دونید قرمه سبزی و فسنجونش چه محشره خانومم ! بعد از شام که دست خودمو شوهرم به جمع کردن بند بود تلفن زنگ زده , برادر شوهرم...
-
ذوق پدر و پسر... به این عکس و احساسش هزاران درود
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 16:09
می بوسم آن دستهای سیاه از بابت تلاش به جهت امرار شرافتمندانه امور
-
هههههههه
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 14:43
خانوما این دفعه تو خیابون داشتین می رفتین یهو یه زورگیر اومد تیغتون بزنه، هول نکنین! سریع روسریتونو بردارید! 110 اگه نرسه، گشت ارشاد حتما میاد!
-
حمله مسلحانه به مرغداری
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 14:42
-
لیپتون مرغ هم به بازار آمد
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 14:39
-
پ نه پ
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 18:34
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!! میگم پـَـ نه پـَـ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!! به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از فیلترینگ میخوای پـَـ نه پـَـ واسه رد شدن از تنگه ابو غُریب میخوام. هم سنگرام منتظرن بچه داییم به دنیا اومده .. همه خوشحال و اینا .. مامان بزرگم برگشته میگه حالا...
-
تیپ جدید علی دایی بعد از تصادف
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 13:32
-
چند جملهٔ قصار از جوادِ خیابانی:
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 13:28
چند جملهٔ قصار از جوادِ خیابانی: کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه...! استقلال ۱...چون یه گل زده...پرسپولیس ۰...چون یه گل نزده...! ایگواین حمله میکنه... البته کاکا هستش چون ایگواین ۲۰ دقیقه پیش تعویض شد! مسی خیلی بهتر از کیریس رونالدو هست؛ ولی انصافاً رونالدو هم چیزی از مسی کمتر نداره حالا دیگه با بودن هاشمیان در...
-
شهر هرت ......
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1391 07:26
تا بحال اصطلاح شهر هرت رو یزاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست ؟؟؟؟؟ - شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. - شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن. - شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند. - شهر هرت جایی...
-
عکس هزار چهره
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 08:15
-
به سلامتی تو.....
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1390 12:08
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره ... . . . به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ... . . . به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ... . . . به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ... . . . به...
-
ایرانی خسته است
دوشنبه 10 بهمنماه سال 1390 17:09
دلم میخواد فقط یه بار برم نشست سازمان ملل ، برم برا سخنرانی پشت تریبون ، فقط یه جمله بگم بگم : ایرانی ها خیلی خستن ، سر به سرشون نذارید ..
-
بازار یاب حر فه ای
دوشنبه 10 بهمنماه سال 1390 17:05
یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه، و تا خانمِ خونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه کود گاوی رو روی فرش خالی میکنه و میگه: اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این گُـــه ها رو بخورم! خانوم میگه: سُــسِ...
-
100 دلاری
دوشنبه 10 بهمنماه سال 1390 17:05
امروز 100 دلار دستم بود، این اتفاقات رخ داده: 7 دختر بهم پیشنهاد دوستی دادن 12 دختر بهم پیشنهاد رسوندن دادن 28 قاچاقچی دنبالم کردن 44 ضد شورش دنبالم کردن که وسطشون چند تا دزد هم بود چند تا پیشنهاد ازدواج هم داشتم
-
فیلم هندی
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 07:30
یه بار با یه بنده خدایی دعوام شد در حد بزن بزن!!! بعد یهو دیدم وسط دعوا نشست شروع کرد خندیدن گفتم واسه چی میخندی؟؟ گفت چرا وقتی مشت میزنی مثل این فیلم هندیا صداشم در میاری؟؟؟
-
نتیجه منطقی
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 09:16
دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن: از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی ! یک موسسه بین المللی تحقیقی در مورد خیانت مردان به زنان انجام میداد و از زنهای کشورهای مختلف جهان این سوال رو پرسید: اگر شوهرتون رو با زن دیگری تو رختخواب ببینید با شوهرتون چیکار میکنید ؟ زن سوئیسی : ازش میپرسم از چی من...
-
عشق در کشورهای مختلف
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 09:10
اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟ - ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست . - اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو...
-
عشقو یاد بگیریم
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 09:07
زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یکشب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می...
-
پاچه خواری مامان
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 09:01
این صحنه بسیار زیبا در باغ وحش دانمارک اتفاق افتاده است که در مقابل پرخاش خرس مادر بچه خرس با نوازش پاسخ مادر را می دهد
-
در هنگام تماشای ماهواره
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 08:59
در هنگام تماشای ماهواره آیا کمرتان شُل است ؟! آیا فلانتان کوتاســت ؟! آیا زیاد حــال نمیکنید ؟! ... آیا همسرتان چیــز! نمیشود ؟! آیا خودتان زود چیز! میشوید ؟! ... آیا و کووووفت ، آیا و زهرِ مار . . . خوُ بیشعور ، آدم سرِ شام با ننه باباش نشسته سریال میبینه ، این چرندیات چیه میذارین وسطش هرکی ندونه فک میکنه مردای...
-
باید از یه جایی شروع کنم دیگه
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 08:56
از مرد فرانسوی پرسیدن : چرا دست زن رو میبوسی ؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد : زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست و پاسخ مرد ایرانی : بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!!
-
عملی ها
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 08:51
-
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 08:31
بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیت های یک کودک هشت ساله را قبول می کنم! می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است... می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم... می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم … می خواهم درون...
-
از همه جا ( نمی دونم چندمیشه))
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 17:08
یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم. شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع میشه و از این حرفا.. میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد. ***** متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!! زن : وا نه!! خدا مرگم بده! الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...! **** برای یک زن زیاد مهم نیست...
-
مختصات پیری:
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 17:03
(بعضی برای بانوان برخی برای اقایون و گاهی هم برای هر دو) همه چیزهای محدب مقعر میشوند مثل لپ و همه چیزهای مقعر محدب میشوند مثل شکم همه چیزهایی که بالا هستند پایین می افتند مثل سینه و باسن همه چیزهایی که پایین هستند بالا میروند مثل فشار خون و کلسترول و قند همه چیزهایی که سیاه هستند اگر هنوز نریخته باشند سفید میشوند مثل...
-
ابراز محبت
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 16:59
مشـــغول رانندگی تو جاده ام از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه ! خیلی آدمای با محبتی هستــن ! چطوری از این فاصله منو شــــناختن !؟ یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد! با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده !! چراغ میزنم و با حرکت دست به ابراز علاقه شون جـــواب میدم ! دفترچه و خودکار تو دستشه ؛...
-
از همه جا ( ؟؟؟)
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 16:58
دختره موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت … جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟ ****** [فرم درخواست رسمی جهت ورود به ایمیل شخصی بعد از ملی شدن اینترنت] بسمه تعالی اینجانب ......... فرزند ......... متولد ......... بهشماره ملی ......... ش.ش ......... ت.ت ......... خواهان ورود به پست الکترونیک...
-
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد
سهشنبه 6 دیماه سال 1390 07:16
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد. اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟ سوم کودکی دیدم که چراغی در...