-
بی خیال دیگه بابا!!!
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1389 07:36
مردم اعصاب ندارند بابا بیخیال اینجا رو ببینید
-
خداحافظ
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1389 07:24
دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی...
-
از همه جا
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1389 07:21
طرف میخواد بیاد خواستگاری، میپرسن پسر خوب هست حالا؟ معرفش با افتخار میگه: آره خیلی پسر با دین و ایمان و خوبیه ، تو عروسی خواهرش اهنگ گذاشته بودن اعتراض کرد از وسط عروسی بلند شد رفت بیرون دیگه نیومد ********************** یه ماشین خریدیم 1000 تا دوست پیدا کردیم . الان که فروختیمش یکیشونم زنگ نمیزنه ! معرفته داریم!؟!؟!؟...
-
پز جدید !!!
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1389 07:16
جدیدا که از خواستگارو این چیزا خبری نیست دخترا از تعداد فرند رکوئست هائی که اکسپت نکردن واسه هم کلاس میزارن
-
نیازمند
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1389 07:07
وقتی صفحه نیازمندیهای روزنامه رو باز میکنیم، در بعضی از صفحات مثل راننده، پیک موتوری یا... با جمله جوانی تحصیل کرده با ظاهری آراسته و روابط عمومی قوی زیاد به چشم میخوره. من کارشناس ارشد کامپیوتر هستم و الانم دارم حقوق میخونم. به خاطر یک سری مشکلات فعلا موقتی تا اوضاع و احوالم رو به راه بشه از طرف یک آژانس در یک اداره...
-
ای روزگار
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 09:53
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود این عکس مربوط به دوره اول مجلس شورای اسلامی است ، خنده هاشمی رفسنجانی در برابر کتک خوردن اعضای نهضت آزادی دکتر معین فر و دکتر صباغیان به وضوح مشخص هستند.
-
تابعیت آمریکا
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 09:45
پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه. پیرزن نوه اش را با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره.مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه. پیرزن میگه : باشه ، اما من...
-
بازیگر
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 07:06
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟* *جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !* *یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید . . .* ------------------------------ * ** مرد هر وقت...
-
متفرقه از همه جا
شنبه 21 اسفندماه سال 1389 08:01
تقصیر خودمونه که بهشون رو دادیم اومده سر کلاس میگه هفته بعد کلاس تشکیل میشه حضور غیاب هم میکنم اینقدر حضور غیاب کن تا جونت در آااااد ببین استاد جون، امروز هم که اومدم کلاس خیلی لطف کردم، دیگه پر رو نشو !! دیگه انشاالله تو اردیبهشت میبینمت! عیدت هم مبارک ********************** دیروز زنگ زدیم این شرکت های خدماتی که...
-
از چی فیلم میگیری؟
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 16:15
هفتتیر پیاده میشم. گفت نگه میدارم برو خرد کن بیار. گفتم من نمیکنم این کارو آقا. گفت یعنی چی. گفتم وظیفهی من نیست. گفت خانوم وظیفهی شماست وقتی میخوای بیای سوار تاکسی شی اول نگاه کنی ببینی پول خرد داری یا نه. برنمیگشت نگاهم کند. گفتم مجلس تصویب کرده؟ اگه قرار باشه از صبح سوار هر ماشینی میشم خرد بدم باید به جای...
-
قایم باشک دانشمندان
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 11:51
once all the scientists die and go to heaven They decide to play Hide-n-seek. . روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند Unfortunately Einstein is the one who has the den… He Is supposed to count up to ۱۰۰ … and then start searching. متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم...
-
سؤال امتحان نهایی فیزیک دانشگاه کپنهاگ
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1389 13:46
سؤال امتحان نهایی فیزیک دانشگاه کپنهاگ چگونه میتوان با یک فشارسنج ارتفاع یک آسمانخراش را محاسبه کرد؟ پاسخ یک دانشجو : " یک نخ بلند به گردن فشارسنج میبندیم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمین میفرستیم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمانخراش خواهد بود این پاسخ ابتکاری چنان استاد را خشمگین کرد که...
-
دلتنگم
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1389 13:32
روزهای خســــته ی اســــفند از پی هم می دوند.... و مــــن در حساب و کتاب امسال باز تو را کــــم آورده ام....
-
من می توانم
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1389 12:22
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم. من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم. من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم. چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است و تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو میخواهى، من را خودم از خودم ساختهام. منى که من از خود...
-
رسم روزگاره
سهشنبه 17 اسفندماه سال 1389 13:46
رسم روزگاره : کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب نگاهش کنی. پیش از آنکه او را در آغوش بگیری . پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، و تو خیال میکردی تا آخر دنیا می تونی هر روز طلوع آفتاب را با او...
-
واکسی
دوشنبه 16 اسفندماه سال 1389 17:29
چقدر سخته اولین روز و روزهایی که آدم میخواد عزتش را نادیده بگیرد این مرد رو که دیدیم انگار کسی قلبم رو تو دستش گرفت و با تمام قدرت فشار داد. هرکسی اگر این مرد رو میدید از دستها و لباسهای تمیز و لوازم واکس اندک و تازهش متوجه میشد که این مرد واکسی نیست و شاید روز اولیه که این کار رو داره تجربه میکنه. مردم که رد...
-
یه دوست پسر هم نداریم
دوشنبه 16 اسفندماه سال 1389 07:59
یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده یه...
-
انبساط خاطر دم عید
شنبه 14 اسفندماه سال 1389 11:20
توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه --------------------------------------- از یه پایین شهری می پرسن ''''زن ذلیلی'''' یعنی چی؟ میگه: همونیه که بالا شهریها بهش میگن تفاهم...
-
2x2=5
چهارشنبه 11 اسفندماه سال 1389 11:13
OFFICE ARITHMETIC حسابرسی اداری Smart boss + smart employee = profit رییس باهوش + کارمند باهوش = سود Smart boss + dumb employee = production رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید Dumb boss + smart employee = promotion رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع Dumb boss + dumb employee = overtime رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری...
-
ماست ها را کیسه کردند...!!
چهارشنبه 11 اسفندماه سال 1389 07:17
ماست ها را کیسه کردند...!! روزی به مختارالسلطنه اطلاع دادند که نرخ ماست در تهران خیلی گران شده است. مختارالسلطنه دستور داد که کسی حق ندارد ماست را گران بفروشد. چون چندی بدین منوال گذشت؛ برای اطمینان خاطر با قیافه ی ناشناخته به یکی از دکان های لبنیات فروشی رفت و مقداری ماست خواست. ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید:...
-
زندگی مثل آمپول تو باسنه
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 07:19
زندگی مثل آمپول تو باسن میمونه هر چی سفت تر بگیری بیشتر درد می گیره . . . . شل کن عزیزم
-
پسته های سفره عید
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 07:15
حکایت ما هم حکایت پسته های سفره عید است ..... آنهایی که لب گشودند ؛ خورده شدند اما آنهایی که لال مانده اند...
-
قانون و منطق
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 07:14
قانون و منطق دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟ استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میکنم در غیر اینصورت از...
-
نصیحت اوس اصغر به دخترش
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 07:11
نصیحت اوس اصغر به دخترش اوس اصغر به دخترش شبنم، گفت، بنشین که صحبتی دارم ، شاکی ام ، دلخورم ، پکر شده ام، چون که امروز با خبر شده ام، که تو در کوچه ای همین اطراف، با جوانی جُلنبر و الاف، سخت سرگرم گفت و گو بودی ، چه شنیدی از او ؟ چه فرمودی؟ رفته بالا فشارم ای گاگول، سکته کرده ام مطابق معمول، ای پدر سوخته ، بدم الان ،...
-
چرا نمیتوانید ج×ن×د×ه×ها را درست شناسایی کنید؟!
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1389 07:05
چرا نمیتوانید ج×ن×د×ه×ها را درست شناسایی کنید؟! من خوشگل نیستم. چشمهای فلان زاویهدار و ابروهای کمانیه از زیر گوش تا ناکجا هم ندارم. خیلی هم قیافهام تخمی و مظلومُ خاک بر سری است. وقتی در خیابان راه میروم همش تو فکرم و استاتوسم بای دیفالت روی :| تنظیم است تا مقصد. لوازم آرایشم یک ضد آفتاب است و یک رژ لب 100ساله و یک...
-
حکایت فوق العاده جالب
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1389 08:21
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش...
-
ریسمان ذهنى
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1389 08:11
ریسمان ذهنى شیوانا به همراه تعداد زیادى از شاگردان خود صبح زود عازم معبدى در آنسوى کوهستان شدند. ساعتى که راه رفتند به تعدادى دختر و پسر جوان رسیدند که در کنار جاده مشغول استراحت بودند. دختران و پسران کنار جاده وقتى چشمشان به گروه شیوانا افتاد شروع کردند به مسخره کردن آنها و براى هر یک از اعضاى گروه اسم حیوانى را درست...
-
اینگونه نگاه کنید
شنبه 7 اسفندماه سال 1389 13:11
اینگونه نگاه کنید ... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفایش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش غذا را به کیفیتش نه به کمیتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش...
-
قران
چهارشنبه 4 اسفندماه سال 1389 09:25
دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده است که قید میکند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن. گرچه این مسئله از نظر صرفونحو دستوری بیاشکال است اما واقعیت اعجابآور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده میشود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده میشود هم 24...
-
ولنتاین
دوشنبه 25 بهمنماه سال 1389 07:32
آقا فرقی نمی کنه ولنتاین یا سپنداز مذگان به هم تبریک بگین وکادو بدین تو مملکتی که همش غم و غصه است و به هر مناسبت یا بی مناسبتی داریم گریه می کنیم چه بهتر که دو روز بخندیم و شاد باشیم